حسن الأمين ( مترجم : مهدى زنديه )
219
الإسماعيليون والمغول ونصير الدين الطوسي ( اسماعيليون و مغول و خواجه نصير الدين طوسى ) ( فارسى )
همچنين از وظيفه و رسالتى كه براى هلاكو تعيين شده بود ، از جمله فتح سرزمين ارمنها ، به نخستين دليل بر اينكه مغولها هيچگاه نمىخواستند با صليبيان متحد شوند و سرزمينهاى اسلامى را بين خود تقسيم كنند ، بلكه تصميم داشتند صليبيان را از شامات طرد كرده ، خود به جاى آنان بنشينند ، دست مىيابيم . از اين مهمتر ، از اين دستورها مىفهميم نيت مغولها اين بود كه به اين حد اكتفا نكرده ، حتى مناطق مسيحى در ارمنستان را اشغال كنند . اينكه لوئى نهم مقدس همپيمانى با شرك را امرى مشروع مىپنداشت و دستان يارى و همكاريش را عليه توحيد دراز كرد ، تنها دورى از روح بلند انسانيت و عاطفهء پاك دينى كه از يارى طلبيدن از شرك عليه توحيد و ترجيح پرستش بتان بر پرستش خداوند يگانه يكتا ابا دارد ، نيست ؛ بلكه تصور وى مبنى بر اينكه مغولها به زودى سرزمين مسلمانان را تسليم او مىكنند و او به اين وسيله به راحتى به آرزوهايش مىرسد ، نشان از سبكمغزى كامل او دارد . در مطلب بعدى جرياناتى را بيان خواهيم كرد كه براى ما روشن مىكند اگر مقدر مىشد مغولها پيروز شوند و در عين حال جالوت شكست نخورند ، نيات واقعى آنها چه بود و چه تصميمى داشتند . يورش مغولى : پس از آنكه منگوقاآن دستورهاى لازم را به هلاكو صادر كرد و مناطقى را كه بايستى در آن پيشروى مىكرد و آنها را به تصرف در مىآورد معين نمود ، قبل از آنكه حمله شروع شود ، كسانى را كه به راه آشنا بودند ، روانه كرد تا راهى را كه هلاكو بايستى در اين حمله كه از قراقورم تا كرانهء رود جيحون ادامه داشت ، طى كند ، مورد بررسى قرار دهند و بر روى رودها و محل جريان آب پلهايى